آنتونیو مردی است که با دندانهای پیش بزرگ به دنیا آمده است؛ دندانهای غیرعادی بزرگ او باعث شده که در کودکی طرد شود و به عنوان یک مرد، در روابطش با زنان وسواس و کنترلگری پیدا کند. او متقاعد شده که دوستدخترش به او خیانت کرده است (با دندانپزشکش، واضح است)، آنتونیو در یک حمله عصبانیت به او توهین میکند و در درگیری، یکی از دندانهایش شکسته میشود. حال آنتونیو باید در سرتاسر کشور سفر کند و از دندانپزشکی به دندانپزشکی برود تا کسی را پیدا کند که بتواند یک تاج مناسب برای لبخند بزرگش بسازد.