Yo vendo unos ojos negros
فیلم من چشمان سیاهی میفروشم
زمانی که پدرش میمیرد، شخصیت جوان داستان باید ناعدالتیهای نامادریاش را تحمل کند. زندگی او زمانی تغییر میکند که عموی کارلوس ظاهر میشود، مردی سخاوتمند که از کوری رنج میبرد و عاشق معلم روستا میشود، که به شدت به او پاسخ میدهد.