ترازو
بازرس پلیس رام یاداو مردی صادق، خوشتیپ و از هر گونه فساد دور است. او با خواهرزاده همسرش، شیكونتالا، و برادر بزرگتر، راج زندگی میکند. دزدی زیبا اما حقیر به نام پوja از رام خیلی تأثیر میگذارد تا جایی که به شکل خدمتکار به خانهٔ او میرسد و در نهایت ادعا میکند فرزند او را در باردار میشود. رام که تحمل این وضع را ندارد با او ازدواج میکند. وظایف و تحقیقاتش او را به مظنون بودن نسبت به اپا راو مشهور و قدرتمند میرساند. اپا راو ازرام عصبانی است و منتظر فرصتی برای ضربه زدن به او میماند. جاناردان که پسر لایق و پُرشور اپا راو است، وقتی به دانشجوی کالج دلخور میشود و او را به طور علنی تحقیر میکند، او را با آتش زدن به روز روشن در برابر دانشجویان بیجرأت و بیدست به انجام میرسد. رام متوجه میشود، بهسرعت جاناردان را دستگیر میکند و در بازداشت نگه میدارد.