راویة خواهر یک مرد جوان شیطنتآمیز است که راه جرم را شناخته است. روزی، پلیس او را تعقیب میکند و برادرش با آنها تیراندازی میکند تا اینکه توسط افسر پلیس مورد اصابت گلوله قرار میگیرد. او تصمیم میگیرد انتقام برادرش را بگیرد. افسر متوجه نیت راویة میشود، بنابراین برای آن آماده میشود و به او اجازه میدهد با او ملاقات کند و او را بشناسد. راویة داستان برادرش را از او پنهان میکند. نفرت در دل به عشق بین افسر و راویة تبدیل میشود.