کمال به عنوان مظنون در یک قتل که در یک اتاق هتل رخ داده، دستگیر میشود. او به اشتباه به اعدام محکوم میشود. نامزدش، فاطمه، به طور بیخود برای نجات او از اعدام مبارزه میکند. تنها کسی که میتواند کمال را نجات دهد، وکیل عباس است که قبلاً در کنار قاتلان واقعی بوده است. پس از شنیدن حقیقت از فاطمه، عباس که تحت تأثیر احساساتش قرار گرفته، تصمیم میگیرد گذشته را فراموش کند و جانش را برای نجات کمال از چوبه دار به خطر بیندازد. او با عزم راسخ برای پاکسازی وجدانش، به دنبال دستگیری توفیق و تیمش میرود که قتل را سازماندهی کردهاند.