اورهان، پسر کمال بیگ، صاحب مزرعه، زینب، دختر علی کاهیا را مورد آزار قرار میدهد. زینب که به وعده ازدواج امید بسته بود، هیچکس را در این باره مطلع نمیکند. وقتی کمال بیگ از این وضعیت مطلع میشود، تصمیم میگیرد که این زوج را به هم برساند. اما او قبل از اینکه بتواند آرزویش را محقق کند، میمیرد. اورهان که نمیخواهد با زینب ازدواج کند، او را به دیگران میفروشد. زینب به دلیل این وضعیت نمیتواند به روستای خود برگردد و شروع به کار به عنوان فاحشه میکند. وقتی علی کاهیا به استانبول میآید، حقیقت فاش میشود. علی کاهیا زینب را میگیرد و به روستا برمیگردد. اما شرارتهای اورهان به خانواده پایان نمییابد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.