پس از چند سال سوگواری بی حس بر اثر مرگ والدینش، سلیم بیست و شش ساله فرصت لاتاری پاسپورت امریکا را از دست می دهد و تصمیم می گیرد روستای زیتون خانواده را بفروشد تا در منهتن زندگی کند و ریشه های ترکیه را قطع کند و دوست دخترش را پشت سر می گذارد. هنگامی که عموی پیر سلیم، ناصوحی، پس از شصت و هشت سال از روسیه باز می گردد، از سلیم میخواهد با او به باغ زیتون دوران جوانی اش برود. پیش از حرکت، ناصوحی پسری روسی به نام اولگا را می یابد که در زمان فروش برای جمع آوری پول برای جستجوی پدر دریانوردش مورد دستبرد قرار گرفته است.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.