ودا، تاتو و نیک دوستان جدانشدنی هستند و خود را «مزاحمان» مینامند. روزی دختری با نمادی عجیب روی بازویش در شهر گم شده پیدا میشوند. محق Alana میگوید او در واقع مسافر زمان است، از مردم آلاع belonging به بند زمان و فضا، که برای بازگشت به خانه به یک مدال نیاز دارد، اما مدال دزدیده شده است. مزاحمان تصمیم میگیرند به او کمک کنند و به دزدان بیپروا و دستیارش که آن را از موزه سائوپائولو دزدیدهاند، میدزدند. در این مسیر، آنها شبکهای از تونلهای زیرزمینی را کشف میکنند که به مکانهای غیرمنتظرهای میرسد.