زندگی وقتی لبخند میزند
Life when it smiles
میلیونر عاشق خواهر ناظر است که ادعا میکند یک کارمند ساده در همان شرکت میلیونر است. او او را دوست دارد و به او پول میدهد بدون اینکه بداند این میلیونر کسی است که خانوادهاش را ثروتمند کرده است. اما دختر به پولی که خانوادهاش را پر کرده اهمیت نمیدهد، بهویژه پس از اینکه به یک محله ثروتمند نقل مکان میکنند، اما ترجیح میدهد در آپارتمانشان در محله محبوب زندگی کند. در نهایت، کارگر شرط را میبازد و خواهر ناظر واقعیت جوانی را که دوستش داشت و با او ازدواج کرد، میفهمد.