Tři zlaté vlasy děda Vševěda
فیلم سه موی طلایی پدربزرگ همهچیزدان
داستانهای پریان وجود دارند که هر کریسمس بر روی صفحه تلویزیون ظاهر میشوند و داستانهای پریانی که به نوعی به فراموشی سپرده شدهاند و تعداد کمی از آنها یادشان میآید. این یکی از آن داستانهای کمتر شناخته شده است. plot آن قطعاً نیاز به معرفی بیشتری ندارد. به هر حال، داستان پریان شناگر، پسر زغالساز، که قاضیها دست یک پرنسس سلطنتی را به او نسبت میدهند که در همان لحظه به دنیا آمده، یکی از آن داستانهایی است که فراموش نمیشود. و سفر دشوار شناگر در پی یک وظیفه تقریباً غیرممکن، سه موی طلایی پدربزرگ همهچیزدان، که خورشید است و از بشر خوشش نمیآید، به اندازه مشاورهای که به سه شهر گرفتار در مشکلات عجیب میآورد، شگفتانگیز است.