یک جای آرام
Un posto tranquillo
در یک صومعه کوچک که در سکون روستای توسکانی فرو رفته است، چهار فانوسدار روزهای خود را میگذرانند: رونِیرو، نگهبان خشن اما مهربان؛ جِرواسیو، شوخطبع اما مفتونات با بیم و امید؛ بتینو سادهدل؛ و ویتوریو، راهب سالخوردهای که باغ را میپروراند. روال روزانهٔ آنها با ورود آنتونیو مختل میشود، که خیلی سریع اعتماد سه راهب را جلب میکند اما رونِیرو را نه؛ او را با شک و تردید نگاه میکند. این دو با هم به اقدامات جاسوسی روی میآورند تا دربارهٔ گذشتهٔ یکدیگر چیزی بیابند. وقتی در سلول آنتونیو بهجستوجو میگردد، رونِیرو به رازی پردردسر و بیانناشایست میرسد...