الان نه، عزیزم
Jetzt nicht, Liebling
یک تاجر پوست متاهل به زنی که او نیز متاهل است، نزدیک میشود. او به او یک پالتوی پوست پیشنهاد میدهد که شوهرش باید آن را با قیمت پایین بخرد تا نیت واقعی آنها پنهان بماند. با این حال، شوهر میخواهد این کالای گرانقیمت را برای معشوقه خود داشته باشد.