مگه تیم گوْرِه، دختری معمولی و از طبقه متوسط، با مادرش لیاکسمی و پدرش که به عنوان مأمور مالیات درآمد مشغول به کار است، زندگی میکند. او آرزوی بدل شدن به مدل و ملکه زیبایی دارد. در یک مهمانی، او به اشتباه ساریکا ورما معرفی میشود و با دو پسر جوان واجد شرایط، رضوان و وارون آریا، روبهرو میشود. او تمایل خود به مدل شدن را ابراز میکند و به آلمِرا کوچار ارجاع داده میشود که شهرت دارد همهٔ مدلها را به بهترین شکل نشان داده و آنها را به ملکههای زیبایی تبدیل میکند. آلمِرا با ساریکا ملاقات میکند، او را به عنوان شاگرد میپذیرد و از او قرارداد میگیرد. آنچه ساریکا نمیداند این است که اکنون به عنوان مهرهای در طرحی ناپاک برای حفاظت از میلیونها پولی که از تجارت سیاه به دست آمده، به کار گرفته شده است.