خط داستانی
سلیم جوانی سرگردان است که ترنس جنسیتی و فاحشه ای است که شدیداً به عشق پدرش نیاز دارد با اوار پدرش عمر زندگی آرامی دارد و از دست دادن همسرش هرگز بهبود نیافته است مثل دو کشتی تنها از هم جدا می گذرند فقط سرنوشت پدر و فرزند را دوباره باهم می آورد اما خیلی دیر