خط داستانی
ویکتوریا به خاطر پدرش که درگذشت یتیم میشود. او ارتباط خوبی با مادرش ندارد. به دنبال کار در مغازه میگردد و همزمان دوره دبیرستان را تمام میکند. خاطرات گذشته او را به جستوجو و شکلدهی به سرنوشتش وامیدارد. او از خانواده، دوستان و دوستپسرش اوریلو فرار میکند. این و داستانهای دیگر، این شخصیت و دیگران قصد دارند تا دیوارهای پیچیده از واقعیت پاراگویان بسازند.