خط داستانی
فلیسیو کمدین مسن که در انکار رو به زوال است پس از خودکشی شریکش ماندانارم وقتی میفهمد عشق سابقش پالومای درگذشته است از سائو پدرو بیرون می رود و به ایالت دورافتاده پیائوئی، در شمال برزیل سفر می کند تا شریک جدیدی پیدا کند او باور دارد اگر موفق شود همدمی بیابد روزگار خوش بازمی گردد