خط داستانی
پس از بمباران ها، شهرها اغلب ردپای شکست را در دیوارهایشان نگه می دارند. یوهن، حدودا سی ساله، با خاطراتی تسخیر شده، به شهر مارسی بازمی گردد جایی که در آن با معشوق جوان خود می پیوندد و او راهی دیگر برای مبارزه پیشنهاد می کند: رقصیدن در خارج از خانه و در خیابان ها.