La Rançon du Bonheur
فیلم بهای خوشبختی
لیفتنانت جوان و درخشان ژاک موریل، پسر یک دریاسالار، در یکی از بنادر نظامی بزرگ ما مستقر است و همسایه با سوزی دارول جوان است که برای حرفه خوانندگی اپرا انتخاب کرده است. این افسر نیروی دریایی که دانش زیادی از موسیقی دارد، صدای دختر را بسیار جالب مییابد و برای او یک ملودی مینویسد و آن را به عنوان هدیهای به او تقدیم میکند. همان روز، او دستور حرکت به دریا را دریافت میکند و داستان عاشقانه زیبایی که تازه آغاز شده بود، به پایان میرسد. سه سال بعد، لیفتنانت جوان ژاک موریل به پاریس بازمیگردد. در حین تماشای یک اجرا از کارمن، او بازیگر شخصیت بیزه را به عنوان همسایه دوستداشتنیاش از گذشته شناسایی میکند. ژاک موریل عاشق خواننده بزرگ میشود و میخواهد با او ازدواج کند. اما پدرش به شدت با این تصمیم مخالف است و با کمک یکی از همکارانش در وزارت نیروی دریایی، برای ژاک یک اعزام فوری به ایندوشینا ترتیب میدهد.