خط داستانی
آقای و خانم گلادوین، یک زوج ثروتمند و بدون فرزند، اشتباه میکنند که تمام محبت و مراقبت خود را بر روی یک سگ میگذارند که باید به یک انسان بیپناه تعلق میگرفت. سگ در محیط غیرطبیعی خود خوشحال نیست و در اولین فرصت، به خانه خانم اسمیت، لباسشویی گلادوین، فرار میکند، جایی که با سگ بابی اسمیت بازی میکند. وقتی گلادوینها او را آنجا پیدا میکنند، اشتباه خود را میبینند. آنها خانم اسمیت و پسرش را به خانه زیبا خود میبرند و به دو سگ در حیاط یک آلونک میدهند.