خط داستانی
زندگی دی استانتون در هر گردشی بهتر می شود و حرفهٔ حقوقش شکوفا می گردد و دوست پسرش دویدومین به طور ناگهانی پیشنهاد ازدواج می دهد در ده سال گذشته شرایط با بازداشت شوهرش پل برای قتل های بی رحمانه چهار دختر تغییر کرده است و دی از خانه اش فراری داده شده است دی اکنون این حقیقت را از پسر ۱۵ سالهاش جیمی پنهان نگه داشته است اما اکنون او حقیقت را می فهمد و از پدرش می خواهد او را ببیند