خط داستانی
الهام گرفته از یک داستان واقعی، "ذهنی از خود" داستان دلخراش و احساسی سوفی، دختر جوانی مصمم را روایت میکند که آرزویش برای تبدیل شدن به یک پزشک با مشکل شدید دیسلکسی مواجه است. اما سوفی، که توسط نزدیکترین دوستش، بکی، تشویق میشود، هرگز تسلیم نمیشود و با وجود توصیههای والدین و معلمان مدرسه برای واقعبین بودن و دنبال کردن چیزی کمتر آکادمیک، خود را به دانشگاه میرساند و در این فرآیند موفق به کسب مدرک ممتاز در علوم زیستپزشکی و دکترا در زمینه تحقیق در مورد بازسازی پس از آسیبدیدگی ستون فقرات میشود که در نهایت منجر به شناخت جهانی برای کارش و کمک به توسعه درمانی برای فلج میشود.