با وجود شهرت و ثروتش، هنرمند نامدار ابراهیم ازتلئوس غمگین است. حلقهٔ اطرافش برای منافع خود به او نزدیک میشوند و کارهایش او را خسته کردهاند. روزی کودکی را در خیابان میبیند و به او کمک میکند که زندگیاش تغییر میکند. دوست کوچک یادآور شادیهای زندگی و لذتهای ساده است و رابطهٔ او با سدا به مرور به عشق میانجامد، هرچند اتفاقهای تازهٔ زندگی برای ابراهیم همچنان ادامه دارد.