افسر نیروی دریایی موریس دو ورگنس، خسته از ولخرجیهای نامزدش موسیا، با خوشحالی یک دوست دوران کودکی به نام آنا را پیدا میکند. موسیا به خاطر حسادت از او جدا میشود و موریس با آنا ازدواج میکند. چند سال بعد، موسیا زمانی که جنگ اعلام میشود دوباره ظاهر میشود. او اکنون یک جاسوس تحت فرمان هوول است... این نسخهای کوتاه شده از یک فیلم طولانیتر است.