خط داستانی
در استان ایسان، داستان مادری است که برای هدایت خانواده نیازمند خود با مشکلاتی بیپایان دست و پنجه نرم میکند و پدر به وسعت سرمایهداران طماع میکوشد تا از او و خانوادهاش بهرهبرداری کند و او را وادار به بردگی در برداشت مزرعه بیچاره میکند تا این که هر دو بازوهایش را از دست میدهد. آنگاه تمام بارها بر دوش مادر میافتد: تهمینه نان دهد، از شوهر ناقصالعضو مراقبت کند و فرزندان را بزرگ کند، در حالی که فشارهای بیرونی از خشکسالی تا بازرگانان فاسد بر او وارد میشود.