دنیس احساس میکند از زندگی مرفه و راحت طبقه متوسط در حومه شهر به ستوه آمده است. پیش از آنکه میانسالی (و رکوردهای جان دنور) او را فرومینشاند، میخواهد از همه چیز جدا شود. متأسفانه همسرش پلاین و دوستانشان ویلیام و جین برای او کار راحتی نمیسازند. به وضعیت پیچیده تر، به نظر میرسد برخی جوانان مزاحم، محله را خرابکاری میکنند، اما قطعا اینها همان افرادی نیستند که دیگران باور دارند.