خط داستانی
کافِر تنها کارمند عمارتِ متعلق به ایتییه خانم و آسمی بی است. سالها در این عمارت کار کرده است و مالکان به او اعتماد کامل دارند. روزی آتیه بی و ایتییه خانم برای یک ماه به رومانی میروند وآقای آسمی بی کافر را مسئول کل خانه میگذارند. پس از رفتن صاحبخانهها، کافِر با دوست ارتشیاش رفیک روبهرو میشود. رفیک که همان روز از کار اخراج شده است، به عمارت میآید تا با کافر در کنار او بماند. اعتماد کافر به رفیک او را به دردسر میاندازد.