خط داستانی
سرپرست معدن جیمسون به خاطر اتهام نادرست سرقت سنگ معدن از کار برکنار میشود. وقتی پدرو و مادرو به او حمله میکنند، او مجبور به دفاع از خود میشود و آنها قسم میخورند که انتقام بگیرند. دشمنی آنها زمانی شدت میگیرد که جیمسون نینا، یک دختر مکزیکی، را از توجهات ناخواسته پدرو نجات میدهد.