خط داستانی
کارشناس بیمه جان اسمیت برای تنظیم یک خسارت به شهری نزدیک میرود. او به خانم اسمیت میگوید که در چند روز آینده به خانه خواهد آمد. فروشنده مسافرتی جان اسمیت برای یک سفر کاری کوتاه میرود. او نیز به خانم اسمیت میگوید که انتظارش را در چند روز آینده داشته باشد. فروشنده به همسرش تلگراف میزند که تا روز بعد معطل خواهد شد. کارشناس بیمه به همسرش تلگراف میزند که با قطار نیمه شب به خانه میآید و ناهار را برایش آماده کند. پیامها با هم تداخل پیدا میکنند و سوءتفاهمهای کمدی زیادی به وجود میآید تا اینکه همه چیز به خوشی حل میشود.