خط داستانی
پر از مشروب، لاف و دعوا، "بلک پیت"، یک "مرد بد" بزرگ از غرب وحشی از سالون محلی میآید تا هر کسی را که در محدوده صدایش و دستش است، تهدید کند و برای اینکه جمعیت را بیشتر متقاعد کند که او ترس این منطقه است، به یک عابر بیگناه حمله میکند و او را به زمین میزند. "بیلی" نوع دیگری از شهروند است؛ او یک جوان است که با خواهرش زندگی میکند و او را بسیار دوست دارد؛ عشق آنها متقابل است. بیلی نامهای دریافت کرده و در راه خانهاش در یک فضای باز در جنگل متوقف میشود تا آن را بخواند. در حالی که مشغول است، یک دختر هندی در حال عبور از جنگل است. "بلک پیت" که از راه میآید او را میبیند و به او حمله میکند. بیلی برای دفاع از او به کمک میشتابد و "پیت" را به زمین میزند؛ در حین سقوط، او به سنگی برخورد کرده و کشته میشود.