انکارکن
The Reject
مردی که زندگی اش در آستانه فروپاشی است برای یافتن الهام به جهانی از رویاهای روزمره پناه می برد تا درامی از کارگردان صربی میلوش را دیوویک پیدا کند. او روزنامه نگار بود و اکنون به عنوان مدیر روابط عمومی برای یک شرکت بانکی کار می کند. او در آستانه پنجاه سالگی است و افسردگی میانی را تجربه می کند. همسرش او را ترک کرده و هرچند با دخترش در تماس است اما احساس می کند از او دور می شوند. او اغلب به جهان رویاهای ذهنی پناه می برد که پس از از دست دادن کارش بیش از پیش فرا می رسد. او در غرق شدن در بیهودگی با نوشیدنی، قمار و روابط بی معنی تلاش می کند اما با خبر شدن از بیماری مادر سالخورده اش اوضاع بدتر می شود. زمانی که سرمایه گذاری فراموش شده ای پیدا می کند برای بازگشت به الهامش به همراه منشی زیبا و وفادار خود به تعطیلات می رود.