خط داستانی
سالهای بازر یکی از ثروتمند به دنیا آمده است. ماساتو شانزده ساله از هر گونه امتیاز مادی بیبهره نیست، اما رابطهٔ دور از انتظارش با والدینش او را خالی و سرکش کرده است. به خود میگوید مادری که واقعاً او را به دنیا آورده زنی است که او را هنگام نوزادی ربوده است. ماساتو به اوکیناوای ژاپن میرود تا او را بیابد. با کنجکاوی برای یادگیری دربارهٔ او (یاسوکو ماتسویاکی)، او در نهایت میماند تا در رستوران او کار کند. با گذشت زمان، وقتی دو نفر به هم نزدیکتر میشوند، رابطهای مبهم پدید میآید که نه دقیقاً مادر و پسر است و نه دقیقاً عاشقان.