در اواخر دهه هفتاد، نوجوان هلندی به نام فرانکی، که پسر یک بازمانده از هولوکاست است، در یک منطقه کارگری در هلند زندگی میکند. مادر فرانکی به بیمارستان منتقل میشود و وضعیتش وخیم است، که این موضوع باعث ایجاد فاصله بیشتری بین او و پدرش میشود. این موضوع باعث میشود فرانکی مورد توجه گروه نازیهای پوستسر محلی قرار گیرد.