پسری که از بیماری جدی خود انکار میکند. مادری که با غیرقابل تحملی روبرو است. و بین آنها پزشکی که برای انجام وظیفهاش و رساندن آنها به پذیرش میجنگد. این سه نفر یک سال و چهار فصل فرصت دارند تا با هم بیایند و درک کنند که چه معنایی دارد در حالی که زندهاند، بمیرد.