خط داستانی
تونیا کورویاک رویاپرداز دختر رویایی است که می خواهد ستاره ای شود. رویاهای شهرت، هواداران، تشویق و یک لیموزین سفید تبدیل به وسواس او شده است. اگر در یک زمان این دختر جاه طلب در مهارت های ابتدایی آداب مهمان نوازی در مهمان خانه را فرا گرفت، اکنون برای رسیدن به این هدف تصمیم دارد در «کارخانه ستاره ها» به تحصیل بپردازد. پدرش کورویاک مالک یک زنجیره فروشگاه بزرگ است و درباره «ایده های خلاقانه» دختر کوچکش در دیوانگی است و عمویش را نیز در این داستان نمی گوید.