خط داستانی
لوسیا، که نرم و پفکی است، عاشق محاصرهگر غمگین و زوالیافتهای میشود که او را در یک شب بارانی خوشآمد میگوید. با وجود شور و شوق، اما با لباسهای فریبنده و شهریاش، شروع به تمیز کردن و نوسازی خانه متروکهای میکند که در آن پناه گرفته و جایی که عشق جدیدی را پیدا میکند.