داستان فیلم حول یک مثلث عاشقانه عجیب میچرخد که شامل یک عروسکگردان بازنده، دستیارش و یک زن نابینا است - هیکاری بهطور کور (به معنای واقعی) عاشق دایسکه، یک عروسکگردان ناکام است. اما وقتی او در نهایت شجاعت کافی را برای ملاقات رو در رو با او جمع میکند و میخواهد به او گلهایی در پشت صحنه بدهد، او دستیارش را به جای او اشتباه میگیرد. به دلیلی، دایسکه و دستیارش تصمیم میگیرند که به این فریب هویت ادامه دهند که منجر به برخی پیچیدگیهای خندهدار، بهویژه در اتاق خواب میشود.