North of Albany
فیلم شمال آلبانی
آنی به همراه پسر کوچکش، فلیکس و دختر نوجوانش، سارا، پس از آنکه سارا قلدر مدرسه را به شدت مجروح میکند و از عواقب آن میترسد، با وحشت از مونترال به سمت ایالات متحده فرار میکند. وقتی خودروی آنها درست در حاشیه یک شهر کوچک در کوههای آدیرونداک خراب میشود، خانواده در جایی نامناسب گرفتار میشوند. پل، پدری مجرد و تنها مکانیک شهر، نمیتواند تا هفته بعد خودرو را تعمیر کند. اصرار لجوجانه آنی برای ترک شهر به هر قیمتی، با عدم تمایل پل برای کوتاه آمدن روبرو میشود. وقتی سارا درمییابد که رازش فاش شده، فرار میکند و این، آنی و پل را وامیدارد تا برای یافتن او با هم متحد شوند. هنگامی که گذشته آسیبزا پل آشکار میشود، آنی درمییابد که تنها کسی نیست که در حال فرار است و با واقعیت روبرو شدن و پذیرش عواقب کار را میپذیرد.