خط داستانی
توماس میخواهد رابطهاش با شریک قبلی و عشق اولش خوان خوزه را از نو بسازد. در طول گفتگو، خوان خوزه موضوع غیرمنتظرهای را اعتراف میکند که توماس را در یک دوراهی بین خوبی و بدی، عشق، قضاوت احساسات طرف مقابل، رضایت در اعمال، قانون و کلیسا قرار میدهد. این دوراهی او را به تصمیمی بیبازگشت میکشاند.