روبرتو
Roberto
پانزده سال گذشته است و روبرتو هنوز عاشق همسایهٔ خود است، اما او ترجیح میدهد از بدنش شرم داشته باشد و پنهان بماند. با هنر او و طناب کهنه به عنوان تنها وسیلهٔ ارتباط، روبرتو نقشهای دارد تا محبوبش را برای روبهرو شدن با هیولهایش و صورت دادن به آنها به روی صحنه بکشد.