خط داستانی
کو، یک درامر بااستعداد اما خودخواه، آرزوی مشهور شدن مانند ستایشگرش، چات بودیاسلم را دارد. او از یک بیماری عجیب رنج میبرد که در هر زمان و مکان، خارج از کنترلش، به خواب میرود. این موضوع به مانع اصلی رویایش تبدیل میشود، زیرا ممکن است در حین کنسرت به خواب برود. روزی با سام، یک دختر زیبا و رؤیایی که دوست قدیمی دبیرستانش است، ملاقات میکند. سام باعث میشود او بخواهد یک گروه موسیقی تشکیل دهد، بنابراین کو میپذیرد که به یود، گیتاریست خورهی کامپیوتر، و تویی، نوازندهی بیس ساکت، بپیوندد تا با هم بنوازند. این گروه، چاد، یک دانشآموز ارشد را به عنوان خوانندهی اصلی میپذیرد. رؤیاهای آشفته، چرتها، بیداریها، ماجراجوییها و ساختن موسیقی، ممکن است آنها را به هدف نهاییشان برساند یا نرساند.