خط داستانی
مخوفترین ارواح اندونزیایی، کونتیل آناک، داستان را از راسیتا، هنرمند بافندگی بتی، روایت میکند که با فوت همسرش دچار غم سنگینی میشود و ارواح او را به خوابی مرگبار میکشاند. تمایل راسیتا به فراموشی با تمایل کونتیل آناک برای نجات او از درد زندگی همسو میشود. اما فرزند نابالغ راسیتا و تمایل به زندگی چیزی است که کونتیل آناک به آن توجه نکرده بود.