خط داستانی
مارکو پدری فوقالعاده و شوهری عالی بود تا اینکه در یک تصادف رانندگی جان باخت و زندگی او به یک سکته اجتماعی تبدیل شد. سه سال از آن زمان گذشته است، اما همسرش کلودیا و دخترش نینا هنوز سوگواری را به پایان نرساندهاند و کلودیا به ویژه همچنان مارکو را در کنار خود میبیند و با او صحبت میکند.