خط داستانی
مایورا با یک کشتیگیر متکبر به چالش میپردازد و او را شکست میدهد. هرچند که هرگز بهطور رسمی آموزش ندیده، او تنها با مشاهده دیگران تکنیکهای کشتی را یاد گرفته است. به عنوان یک برهمن، او موظف به مطالعه وداها است اما به هنرهای رزمی علاقهمند است. رانگا جتی، کشتیگیر برتر در کانچی، او را تحت سرپرستی خود میگیرد و آموزش میدهد. یک روز در حین مشاهده تمرینات شاهزادگان پالاوا، مایورا با ویشنوگپا، شاهزاده پالاوا، درگیر میشود و او را شکست میدهد و دشمنی او را به دست میآورد. مایورا به توصیه رانگا جتی برای فرار از پالاواها از کانچی میگریزد. او همچنین میآموزد که در واقع پسر راجا چاندراورما، پادشاه کادامبا است که به طرز فریبکارانهای توسط پادشاه پالاوا، شیوااسکندهاورما، کشته شده است. پس از آگاهی از نسل برجستهاش، مایورا خود را به سرنگونی سلطه پالاوا اختصاص میدهد. با بازگشت به بانواسی به عنوان یک تاجر، مایورا ارتشی میسازد و هم بانواسی و هم مناطق سخنگوی تلگو در اطراف سریشایلا را فتح میکند و بدین ترتیب یک پادشاهی وسیع بنا میکند.