خط داستانی
چند هفته پس از سپری شدن شب سال نو با همراهی پرستار پایان زندگی هانس با فرد آشنا شناس، او خود را باردار می بیند. در دیداری دیگر، هانس خوش نوای به او پیشنهاد می دهد تا به خانه باشکوه او نقل مکان کند. در حالی که هانس خود را به بیماران terminal اختصاص می دهد، سِیمون خانه را کمی نو می سازد، اما به نحوی به همسایگان حسادت می کند و همه چیز را به هم می ریزد.