خط داستانی
جون، روزنامه نگار آزاد ژاپنی، به طور اتفاقی جواهری پنهان از نانوایی سنتی کرهای به نام «موران-دَنگ» را در وسط شهر سئول کشف میکند در حالی که در حال پوشش اخبار شهر است. موران-دَنگ او را به یاد دوران کودکی میاندازد و او را برای ماندن در آنجا و گشودن داستانهای بیشتر تشویق میکند. روزی مغازه موران-دَنگ توسط خلافکاران ساختوساز در شهر ویران میشود و مهاجمان با قصد سوء صاحب و سرآشپز، سانگ-وو، را زخمی میکنند. هنگامی که موران-دَنگ در معرض بسته شدن قرار میگیرد، برادر کوچکتر سانگ-هیُک پس از دوری از خانه به آنجا برمیگردد. در حالی که جون سانگ-هیُک را الهام میدهد تا پیوند خانوادگی و دستورهای رازآلود را بازسازی کند، سانگ-هیُک و جون با هم دوستیای برقرار میکنند تا موران-دَنگ را از خطر نجات دهند.