خط داستانی
این داستان پسری و دختری است که برای اولین بار در یک فرودگاه ملاقات میکنند و قبل از سوار شدن به پروازهای خود عاشق هم میشوند. درو (Dhruv) پسر و هاریکا (Harika) دختر است. هر دو فردی متمایز هستند. درو پسری است که دوست دارد در زندگی شانسها را امتحان کند. هاریکا کسی است که دوست دارد انتخابهای درستی در زندگی داشته باشد و در حال حاضر در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در آکادمی طراحی سبک زندگی در مالزی است. او در حال حاضر در راه هند است تا با دامادی که والدینش برایش انتخاب کردهاند ملاقات کند. درو در اولین نگاه به هاریکا در فرودگاه عاشق او میشود، اما فقط دو ساعت فرصت دارد تا او را عاشق خود کند. بقیه داستان درباره این است که چگونه او در این کار موفق میشود.