خط داستانی
در نگاه اول، آفتابپرست و کیوی یک جفت عجیب به نظر میرسند: در حالی که اولی با تغییر رنگهایش توجهها را به خود جلب میکند، کیوی در حال پرریزی و ترسو به هر قیمتی از جلب توجه پرهیز میکند. اما وقتی طوفان سقفی را که بر سر دارند از آنها میرباید، دیگر تفاوتها اهمیت ندارد: آنها باید با هم به قایق چوبی کنار ساحل برسند. اما این کار آسانی نیست! کشتی فقط برای زوجهاست، و آفتابپرست با زبان تیرهرسانش و کیوی چپچشم قطعاً یک زوج نیستند.