خط داستانی
خانوادهٔ ماریا برای تولد پنجاه سالگی او برایش یک پازل میخرند و او از این کار لذت میبرد. خود زن خانهدار صبور علاوه بر اینکه از حل پازل لذت میبرد، در حرفهٔ تازهٔ خود نیز مهارت دارد. با اشتیاقی که برای علاقهٔ تازه به دست آورده دارد به فروشگاه برمیگردد تا برای پازل دیگری ببیند. در آنجا تابلویی در تابلؤ اعلانات نظرش را جلب میکند: همکار برای مسابقهٔ پازل خواسته میشود. ماریا جرأت خود را جمع میکند و با وجود مخالفتهای خانوادهٔ خود پاسخ اعلان را میدهد.