خط داستانی
زل یک فالگیر است او در خانه ای قدیمی در کنار جنگل زندگی می کند خانه مملو از ارواح از جمله کشیش عروس کودک بیصدا هنرمندان قدیمی ناومانده گروهی از موسیقیدان نابینایان است که همگی سال هاست در آنجا هستند وقتی نوری اسرارآمیز در جنگل پدیدار میشود ارواح متوجه میشوند در بند هستند و آغاز به نافرمانی میکنند زل ناچار است با ریشههای این ارواح روبه رو شود و با خداحافظی از تنها خانواده ای که میشناخته کنار بیاندازد