خط داستانی
در سال ۱۸۰۷، شهر رشید تحت حمله نیروهای بریتانیایی است. حرفوش، یک شوالیه شجاع، باید پیامی به حاکم مصر برساند تا درخواست کمک نظامی کند تا در برابر دشمن مقاومت کند. پس از کشتن چند سرباز، خود را در یک غار با یک مرد پیر حکیم مییابد که درباره سرنوشتش به او میگوید. وقتی حرفوش بیدار میشود، متوجه میشود که اکنون در دروازههای قاهره است، اما سال ۱۹۹۸ است...